پرایس اکشن (Price Action) یعنی اینکه رفتار قیمت رو روی نمودار بررسی کنیم و ببینیم بازار چه واکنشی نشون میده. در این روش، معاملهگر بیشتر از اینکه دنبال دلیل بالا و پایین شدن قیمت باشه، تمرکزش رو روی حرکت خود قیمت، کندلها، الگوهای نموداری و نقاط مهم مثل حمایت و مقاومت میذاره. الگوهایی مثل دو سقف و دو کف، سر و شانه، مثلثها، پرچمها و پنانتها به معاملهگر کمک میکنن تا موقعیتهای احتمالی ورود و خروج رو پیدا کنه. برای استفاده بهتر از پرایس اکشن باید روند بازار، تایمفریم مناسب، نقاط ورود و خروج و مدیریت ریسک رو یاد گرفت. این روش تضمینکننده سود نیست، اما با تمرین و تجربه میتونه دید بهتری از رفتار بازار به معاملهگر بده و کمک کنه تصمیمهای معاملاتی منطقیتری بگیره.
پرایس اکشن (Price Action) یعنی اینکه رفتار قیمت یک دارایی رو در طول زمان بررسی کنیم. در این روش، معاملهگرها معمولاً زیاد دنبال این نیستن که چرا قیمت بالا رفته یا پایین اومده؛ بیشتر تمرکزشون روی اینه که خود قیمت چه رفتاری از خودش نشون میده.
یعنی به جای اینکه فقط اخبار، گزارشهای اقتصادی یا دلایل بنیادی بازار رو بررسی کنن، میان حرکات قبلی قیمت، الگوهایی که روی نمودار شکل گرفته و واکنش خریدارها و فروشندهها رو بررسی میکنن تا بتونن تصمیم بهتری برای معامله بگیرن.
معاملهگرهای پرایس اکشن معمولاً تاریخچه حرکت قیمت رو نگاه میکنن و با کمک ابزارهای تحلیل تکنیکال، دنبال موقعیتهای مناسب برای ورود یا خروج از معامله میگردن. اگه میخوای بدونی Price Action دقیقاً چیه، چطور کار میکنه و چطور میتونی ازش برای معامله در بازارهای مالی استفاده کنی، این راهنما میتونه بهت کمک کنه.
در ادامه این مطلب، با مهمترین روشها و تکنیکهای پرایس اکشن آشنا میشیم؛ روشهایی که میتونن بهت ایده بدن تا استراتژی معاملاتی خودت رو بسازی، سبکهای جدید رو امتحان کنی یا حتی روش فعلی معاملهگری خودت رو بهتر و حرفهایتر کنی.
پرایس اکشن به زبان ساده چیست؟
به زبان ساده، پرایس اکشن یعنی بررسی حرکات مهم بازار بر اساس رفتار قیمت. معاملهگرها با کمک این حرکات میتونن تصمیمهای مهم معاملاتی بگیرن، بدون اینکه همیشه به اندیکاتورها یا اخبار مهم بازار نیاز داشته باشن. پرایس اکشن تریدینگ روشهای مختلفی داره، اما دو روش بین معاملهگرها محبوبتر هستن و معمولاً توجه بیشتری بهشون میشه:
- پرایس اکشن و سطوح حمایت و مقاومت
- پرایس اکشن و شکلگیری الگوهای قیمتی
در ادامه، مزایا و معایب استراتژی پرایس اکشن رو بررسی میکنیم:
مزایای پرایس اکشن
- کمک به پیدا کردن زمان مناسب ورود و خروج از بازار. با استفاده از سطوح مهم قیمتی، معاملهگر میتونه نقاط مناسبتری برای معامله پیدا کنه.
- امکان ساخت یک استراتژی شخصی. هر معاملهگر میتونه بر اساس تجربه و سبک خودش، یک روش معاملاتی مخصوص به خودش ایجاد کنه.
- قابل آزمایش در حسابهای آزمایشی (دمو). قبل از استفاده در معاملات واقعی، میشه استراتژیهای پرایس اکشن رو در حسابهای آزمایشی بررسی و تست کرد.
معایب پرایس اکشن
- معمولاً برای تأیید معاملات از اندیکاتورها کمک نمیگیره. برخلاف بعضی روشهای تکنیکال، پرایس اکشن بیشتر بر خود حرکت قیمت تمرکز داره.
- نیاز به تمرکز و تلاش بیشتری داره. یادگیری و اجرای درست پرایس اکشن معمولاً نسبت به روشهای سادهتر سرمایهگذاری، زمان و تمرین بیشتری میخواد.
- برداشت معاملهگرها از نمودار میتونه متفاوت باشه. ممکنه دو معاملهگر یک نمودار و یک کندل رو ببینن، اما تحلیلهای متفاوتی داشته باشن.
در نهایت باید گفت که هیچ استراتژی معاملاتیای وجود نداره که همیشه بهترین نتیجه رو بده. با این حال، تحلیل پرایس اکشن اطلاعات ارزشمندی درباره رفتار بازار در اختیار معاملهگر قرار میده؛ اطلاعاتی که پایه بسیاری از اندیکاتورهای معروف و حتی اخبار مهم معاملاتی هستن.
یکی از سبکهای شناختهشده در این زمینه، نِیکد تریدینگ (Naked Trading) هست؛ روشی که در اون معاملهگر فقط با بررسی حرکت قیمت و بدون استفاده از اندیکاتورهای تکنیکال، تصمیمهای معاملاتی خودش رو میگیره.
بهترین الگوهای پرایس اکشن
یکی از مهمترین مهارتها در معاملات فارکس، اینه که بدونیم چه زمانی وارد بازار بشیم. هدف یک معاملهگر اینه که تا حد ممکن زودتر وارد یک روند جدید بشه تا بتونه بیشترین حرکت قیمت رو از اون روند بگیره.
یکی از بهترین روشها برای این کار، پیشبینی الگوهای احتمالی روند روی نمودار هست.
الگوهای نموداری میتونن دید خوبی درباره رفتار و احساسات معاملهگران بازار نسبت به یک جفتارز به ما بدن. برای مثال، اگر معاملهگران بزرگ بازار باور داشته باشن که یک سطح قیمتی مهم حفظ میشه و برای دفاع از اون سطح وارد عمل بشن، احتمال داره قیمت در همون محدوده تغییر مسیر بده و یک برگشت قیمتی اتفاق بیفته.
به طور کلی، الگوهای پرایس اکشن به چند دسته تقسیم میشن که یکی از مهمترین اونها الگوهای بازگشتی (Reversal Patterns) هست.
الگوهای بازگشتی
۱. الگوی دو سقف و دو کف (Double Tops & Double Bottoms)
در این حالت، قیمت به شکلی حرکت میکنه که کندلها با ایجاد چند سقف و کف، یک الگوی شبیه حرف M یا W روی نمودار تشکیل میدن که همه این سقفها و کفها دارای یک خط گردن (Neckline) هستن.
الگوی دو سقف (Double Top) که به شکل حرف M دیده میشه، معمولاً باعث برگشت قیمت به سمت پایین میشه؛ در حالی که الگوی دو کف (Double Bottom) که شبیه حرف W هست، معمولاً باعث برگشت قیمت به سمت بالا میشه.
برای این الگوها، وقتی دومین کف یا سقف تشکیل شد، میتونید درست در بالای یا پایین خط گردن وارد معامله بشید؛ یعنی در الگوی دو کف یک پوزیشن خرید (Long) و در الگوی دو سقف یک پوزیشن فروش (Short) باز کنید.
۲. سه سقف و سه کف (Triple Tops and Triple Bottoms)
این الگوها در واقع نسخه گسترشیافتهای از الگوهای دو سقف و دو کف هستن. الگوی سه سقف (Triple Top) دارای سه قله و الگوی سه کف (Triple Bottom) دارای سه دره هست و نشون میده که قیمت چندین بار تلاش کرده از یک محدوده مهم مقاومت یا حمایت عبور کنه، اما موفق نشده.
الگوی سه سقف معمولاً نشونه برگشت قیمت به سمت نزولی (Bearish) هست و الگوی سه کف یک سیگنال صعودی (Bullish) محسوب میشه. در الگوی سه سقف، وقتی قیمت به زیر دومین خط گردن (Second Neckline) شکسته شد، میتونید یک پوزیشن فروش (Short) باز کنید. در مقابل، در الگوی سه کف، زمانی که قیمت بالای دومین خط گردن شکسته شد، میتونید یک پوزیشن خرید (Long) باز کنید.
۳. سر و شانه و سر و شانه معکوس (Head & Shoulders and Inverse Head & Shoulders)
این الگو زیاد سخت نیست که پیداش کنید، چون یک خط پایه مشخص داره که شامل ۳ قله یا ۳ دره (در حالت معکوس) هست. در این الگو، قله یا دره وسطی بیشترین ارتفاع یا عمق رو داره و دو مورد دیگه تقریباً از نظر ارتفاع یا عمق شبیه هم هستن.
الگوی سر و شانه (Head and Shoulders) یک الگوی بازگشتی نزولی (Bearish Reversal) هست، در حالی که حالت معکوس آن یعنی سر و شانه معکوس (Inverse Head and Shoulders) نشاندهنده یک روند بازگشتی صعودی (Bullish Reversal) هست.
برای وارد شدن به یک موقعیت خرید یا فروش، اول باید خط گردن (Neckline) رو پیدا کنید. برای این کار، کفهایی که بعد از شانه چپ و بعد از سر تشکیل شدهاند رو به هم وصل کنید (در حالت معکوس، این کار رو برعکس انجام بدید).
بعد از اینکه الگو به طور کامل تشکیل شد، صبر کنید تا قیمت بعد از تشکیل قله شانه راست، پایینتر از خط گردن حرکت کنه. اینجا نقطهای هست که میتونید ورود به پوزیشن فروش (Short) رو انجام بدید.
البته در حالت معکوس، دقیقاً برعکس عمل میکنید.
الگوهای ادامهدهنده (Continuation Patterns)
۱. الگوهای مثلثی (Triangular Patterns)
این الگوها معمولاً حالت افقی دارن و پهنترین قسمت اونها جایی هست که تشکیل مثلث شروع میشه. مثلثها با رسم دو خط روند که به سمت هم همگرا میشن، ایجاد میشن.
مثلث متقارن (Symmetrical Triangle) یک الگوی خنثی محسوب میشه و معمولاً نمیتونه جهت آینده قیمت رو مشخص کنه، اما احتمال اینکه شکست (Breakout) در جهت روند قبلی اتفاق بیفته بیشتره.
مثلث صعودی (Ascending Triangle) دارای یک خط روند پایینی صعودی و یک خط روند بالایی صاف هست که نشاندهنده تمایل صعودی بازار است.
در مقابل، مثلث نزولی (Descending Triangle) دارای یک خط روند پایینی صاف و یک خط روند بالایی نزولی هست که نشاندهنده روند نزولی بازار است.
برای معامله با مثلث صعودی، نقطه ورود رو بالاتر از خط روند بالایی صاف قرار میدید تا اگر شکست اتفاق افتاد، بتونید از حرکت قیمت استفاده کنید. برای مثلث نزولی هم نقطه ورود رو پایینتر از خط روند پایینی صاف قرار میدید.
۲. پنانتها (Pennants)
پنانتها یا پرچمها هم مثل الگوهای مثلثی میتونن صعودی یا نزولی باشن و معمولاً به شکل یک مثلث کوچک و متقارن روی نمودار تشکیل میشن. پرچم نزولی (Bearish Pennant) معمولاً در روندهای نزولی شدید دیده میشه؛ جایی که قیمت برای مدتی کوتاه وارد یک حالت استراحت و تثبیت میشه و بعد دوباره حرکت نزولی خودش رو ادامه میده.
در مقابل، در پنانت صعودی (Bullish Pennant) شرایط برعکس هست؛ قیمت بعد از یک حرکت صعودی، برای مدتی در یک محدوده مشخص نوسان میکنه و سپس معمولاً حرکت صعودی خودش رو ادامه میده.
برای معامله با پنانت نزولی، معمولاً بعد از شکست پایین پرچم، یک پوزیشن فروش (Short) در نزدیکی پایینترین بخش پرچم باز میکنید. در پنانت صعودی هم باید منتظر شکست بالای پرچم باشید و سپس یک پوزیشن خرید (Long) کمی بالاتر از محدوده پرچم باز کنید.
۳. پرچمها (Flags)
الگوی پرچم معمولاً شبیه یک مستطیل کوچک روی نمودار دیده میشه که بعد از یک حرکت شدید قیمت تشکیل میشه. این الگو جاییه که بازار برای مدتی وارد حالت تثبیت (Consolidation) میشه و قیمت داخل یک کانال حرکت میکنه.
پرچمها میتونن صعودی یا نزولی باشن:
پرچم صعودی (Bullish Flag): ابتدا یک حرکت شدید صعودی به وجود میاد (میله پرچم) و بعد قیمت وارد یک کانال اصلاحی با شیب نزولی میشه.
پرچم نزولی (Bearish Flag): ابتدا یک حرکت شدید نزولی شکل میگیره و بعد قیمت وارد یک کانال اصلاحی با شیب صعودی میشه.
برای معامله با الگوی پرچم، ابتدا باید کانال رو با استفاده از دو خط روند موازی مشخص کنید.
در الگوی پرچم صعودی، وقتی قیمت خط روند بالایی رو میشکنه، میتونید یک پوزیشن خرید (Long) باز کنید.
در الگوی پرچم نزولی هم برعکس عمل میکنید؛ یعنی زمانی که قیمت خط روند پایینی رو میشکنه، میتونید وارد یک پوزیشن فروش (Short) بشید.
چطور یک سیستم معاملاتی بسازیم؟
هرچقدر دانش، تجربه، شخصیت و میزان تحمل ریسک شما در معاملهگری بیشتر بشه، ممکنه بخواید یک سیستم معاملاتی مخصوص خودتون طراحی کنید.
داشتن یک استراتژی معاملاتی برای یک معاملهگر پرایس اکشن خیلی مهمه، چون باعث میشه اشتباهات و ضررهای معاملاتی کمتر بشن. همچنین کمک میکنه وقتی عجله دارید یا تحت تأثیر احساسات هستید، تصمیمهای غیرمنطقی نگیرید.
در عوض، میتونید با آرامش بیشتر و کنترل احساسات، معاملاتتون رو انجام بدید. البته یک سیستم معاملاتی فقط به اندازه کسی که از اون استفاده میکنه ارزش داره. یعنی باید به قوانین سیستم خودتون پایبند باشید و برای این کار، به کنترل احساسات و نظم زیادی نیاز دارید.
با اینکه این موضوع در ظاهر ساده به نظر میرسه، اما خیلی از معاملهگرها نمیتونن به قوانین سیستم خودشون پایبند بمونن. پس باید قوانین سیستم معاملاتی خودتون رو مشخص کنید و همیشه طبق همون قوانین پیش برید.
در ادامه، یک چکلیست برای ساخت استراتژی معاملاتی داریم:
مرحله ۱: تایمفریم معاملاتی خودتون رو مشخص کنید
تایمفریم معاملاتی باید با شخصیت و سبک زندگی شما هماهنگ باشه. اگر زمان کافی برای زیر نظر گرفتن بازار در طول روز ندارید و برای تحلیل هر معامله به زمان بیشتری نیاز دارید، احتمالاً یک معاملهگر بلندمدت هستید. در این حالت، بهتره از نمودارهای روزانه یا حتی هفتگی استفاده کنید.
با این روش، تعداد معاملات شما کمتر میشه و دفعات پرداخت اسپرد هم کاهش پیدا میکنه. البته باید صبور باشید، چون سیستم شما ممکنه فقط چند سیگنال در ماه یا حتی سال ایجاد کنه. معاملات بلندمدت معمولاً به حد ضررهای بزرگتری نیاز دارن، بنابراین برای جلوگیری از دریافت مارجین کال (Margin Call) باید سرمایه بیشتری داشته باشید.
اما اگر فرد صبوری نیستید، بیشتر زمانتون رو صرف نگاه کردن به نمودار میکنید و دوست دارید سریع وارد معامله بشید، تایمفریمهای بالاتر احتمالاً مناسب شما نیستن. در این صورت میتونید به یک معاملهگر روزانه (Intraday Trader) تبدیل بشید و از نمودارهای ۱۵ دقیقهای یا حتی ۱ دقیقهای استفاده کنید.
اینطوری هر روز فرصتهای معاملاتی بیشتری خواهید داشت و نگرانی بابت ریسکهای مربوط به نگه داشتن معامله در طول شب هم کمتر میشه.
مرحله ۲: موقعیت بازار رو مشخص کنید
در تایمفریمی که قصد معامله دارید، باید بتونید روند و حرکتهای اصلی بازار رو تشخیص بدید. همیشه بهتره در جهت روند فعلی بازار معامله کنید. یعنی:
- وقتی روند صعودی هست، به دنبال خرید (Long) باشید.
- وقتی روند نزولی هست، به دنبال فروش (Short) باشید.
همچنین بهتره ورود به معاملات رو نزدیک سطوح حمایت و مقاومت انجام بدید، چون در این نقاط مدیریت ریسک راحتتره.
مرحله ۳: پیدا کردن سطوح حمایت و مقاومت
روشهای مختلفی وجود داره که میتونید با استفاده از اونها سطوح حمایت و مقاومت رو پیدا کنید.
برخی از این روشها عبارتاند از:
- سقفها و کفهای قیمتی (Peaks and Troughs)
- سطوح حمایت و مقاومت در تایمفریمهای قبلی
- سطوح فیبوناچی (Fibonacci Levels)
- میانگینهای متحرک (Moving Averages)
- خطوط روند (Trend Lines)
مرحله ۴: پیدا کردن نقاط ورود به معامله
اول از همه باید بدونید که سه روش اصلی برای ورود به بازار وجود داره:
- معامله روی برگشت قیمت (Trading the Bounce)
- معامله روی شکست قیمت (Trading the Breakout)
- معامله روی برگشت روند (Trading the Trend Reversal یا Failure Swing)
مرحله ۵: پیدا کردن نقاط خروج از معامله
معاملهگرهای تازهکار معمولاً بیشتر دنبال پیدا کردن نقطه ورود مناسب هستن و فکر میکنن اگر ورود خوبی داشته باشن، حتماً سود خواهند کرد. اما معاملهگرهای حرفهای بخش زیادی از تمرکزشون رو روی مدیریت معامله و پیدا کردن نقاط خروج مناسب میذارن.
اگر واقعاً میخواید در معاملاتتون تعداد سودها بیشتر از ضررها باشه، باید حتماً به دو ابزار مهم توجه کنید: حد ضرر (Stop Loss) و حد سود (Take Profit)
مرحله ۶: استفاده از تحلیل چند تایمفریمی
یک جفتارز میتونه در تایمفریمهای مختلف بررسی بشه؛ از نمودار روزانه گرفته تا ساعتی، ۱۵ دقیقهای و حتی ۱ دقیقهای. در زمان معامله میتونید از روشی به نام تحلیل چند تایمفریمی (Multiple Time Frame Analysis) استفاده کنید.
یعنی فقط بر اساس یک تایمفریم تصمیم نگیرید. قبل از اینکه در تایمفریم پایینتر وارد معامله بشید، بهتره تایمفریم بالاتر رو هم بررسی کنید تا دید بهتری نسبت به روند کلی بازار داشته باشید.
دلیل این موضوع اینه که جهت روند ممکنه در تایمفریمهای مختلف متفاوت باشه. برای مثال، ممکنه جفتارز EUR/USD در نمودار روزانه یک روند صعودی داشته باشه، اما در نمودار ۴ ساعته در حال کاهش باشه.
با استفاده از تحلیل چند تایمفریمی، بهتر متوجه میشید که در تصویر بزرگتر بازار کجا قرار دارید. این کار کمک میکنه تعداد معاملات زیانده کمتر بشه؛ چون ممکنه در یک تایمفریم، روند جدیدی در حال شکلگیری باشه که برخلاف معامله شماست و اگر آن را بررسی نکرده باشید، میتونه روی نتیجه معاملهتون تأثیر منفی بذاره.
آیا معاملهگری به روش پرایس اکشن برای من مناسب است؟
به عنوان یک معاملهگر تکنیکال، خیلی مهمه که بیش از حد درگیر این نشید که چرا یک اتفاق در بازار رخ داده است. برای مثال، نمودار روزانه جفتارز EUR/USD برای شما دقیقاً همان شکلیه که برای هر معاملهگر دیگهای در سراسر دنیا دیده میشه.
طبق آمار، حجم معاملات در فارکس در روز بیش از ۶ تریلیون دلار هست. حالا تصور کنید وقتی همه معاملهگرها به یک نمودار مشابه نگاه میکنن، چند چشم روی همون تصویر متمرکز شده. تعدادش واقعاً خیلی زیاده!
احتمالاً متوجه منظور شدید؛ فرصتها در بازار بینهایت هستن. اما چون فرصتها محدود به یک روش خاص نیستن، نتایج معاملات هم همیشه یکسان و قابل پیشبینی نیستن.
به عبارت دیگه، نتیجه معاملات شما همیشه مثل زمانی که از سطوح پرایس اکشن استفاده میکنید، ثابت و قابل اتکا نیست؛ چون این سطوح برای بسیاری از معاملهگرها در سراسر دنیا قابل مشاهده و قابل استفاده هستن.
همین موضوع درباره معامله در فارکس یا هر بازار نقدشونده دیگهای هم صدق میکنه. وقتی تعداد زیادی از معاملهگرها سطوح مشابهی رو روی نمودارهای خودشون مشخص میکنن، احتمال اینکه قیمت به این سطوح واکنش نشون بده بیشتر میشه؛ چون معاملهگرها معمولاً رفتار یکدیگر رو دنبال میکنن.
در واقع، این معاملهگرها فقط دارن مسیر حرکت اکثریت بازار رو دنبال میکنن. و این کاملاً طبیعی و حتی میتونه سودآور باشه!
بازار فارکس یکی از معدود بازارهاییه که در اون همیشه لازم نیست پیشرو باشید؛ گاهی دنبال کردن رفتار سایر معاملهگرها میتونه نتیجه خوبی داشته باشه.
البته باید توجه داشت که سطوح پرایس اکشن در بازارهایی که نقدینگی بالایی دارن، عملکرد بهتری دارن. به همین دلیل این روش در بازار فارکس بسیار کاربردیه.
بازار فارکس به دلیل حجم معاملات بسیار بالا و نقدینگی عظیم، یکی از بهترین بازارها برای استفاده از تحلیل پرایس اکشن محسوب میشه.
بهترین استراتژیها برای معاملهگری پرایس اکشن
برای شروع معاملهگری به روش پرایس اکشن، میتونید با چند استراتژی مختلف آشنا بشید که در حال حاضر توسط بسیاری از معاملهگرهای باتجربه استفاده میشن.
استراتژی ۱: معامله روی برگشت روند (Trade Trend Reversals)
هر روندی قوانین مشخصی برای تأیید شدن داره. برای مثال، در یک روند نزولی، کندلها معمولاً بهصورت مداوم سقفهای پایینتر (Lower Highs) و کفهای پایینتر (Lower Lows) ایجاد میکنن.
در مقابل، در یک روند صعودی، کندلها معمولاً سقفهای بالاتر (Higher Highs) و کفهای بالاتر (Higher Lows) تشکیل میدن. اما وقتی این اتفاق دیگه ادامه پیدا نکنه، یعنی روند فعلی اعتبار خودش رو از دست داده و احتمالاً یک بازگشت روند (Reversal) اتفاق میافته. در این شرایط، میتونید با تشخیص نشانههای برگشت، وارد معامله بشید و یک موقعیت معاملاتی باز کنید.
استراتژی ۲: معامله در ادامه روند (Trade Trend Continuations)
هر زمان یک روند صعودی یا نزولی شکل میگیره، معمولاً قبل از اینکه قیمت دوباره در همان جهت حرکت کنه، یک اصلاح یا برگشت کوتاهمدت در خلاف جهت روند اتفاق میافته.
وقتی این اصلاح رخ میده، کندل استیکها معمولاً شکلهای مختلفی ایجاد میکنن که یکی از آنها میتونه تشکیل یک الگوی مثلثی باشه. در این شرایط باید صبور باشید تا جهت روند بهدرستی تأیید بشه.
بعد منتظر اصلاح قیمت و تشکیل الگو بمونید. زمانی که قیمت از مثلث خارج بشه و دوباره در جهت روند اصلی حرکت کنه، میتونید نقطه ورود مناسب رو پیدا کنید و وارد معامله بشید.
استراتژی ۳: معامله روی رد شدن قیمت (Trade Rejections)
هر نموداری دارای سطوح مهمیه که میتونن شامل مناطق عرضه و تقاضا (Supply and Demand Zones) یا نقاط شکست (Breakout) باشن. وقتی قیمت به این سطوح مهم نزدیک میشه، معمولاً یکی از دو اتفاق رخ میده:
- قیمت با قدرت از این سطح عبور میکنه.
- یا به دلیل نبود حجم کافی برای عبور، با این سطح برخورد میکنه و برگشت داده میشه.
شما میتونید این سطوح مهم رو زیر نظر بگیرید و زمانی که قیمت از یک سطح رد شد و برگشت، در جهت همین واکنش وارد معامله بشید.
بهترین بروکرها برای معاملهگری پرایس اکشن کداماند؟
با وجود تعداد زیادی بروکر فارکس، انتخاب گزینه مناسب میتونه کمی سخت و زمانبر باشه. معیارهای اصلی برای انتخاب یک بروکر مناسب کاملاً مشخص هستن. بدون شک، حفظ امنیت سرمایه شما باید اولویت اول باشه.
هنگام انتخاب یک بروکر مناسب برای معاملهگری پرایس اکشن، بهتره به موارد زیر توجه کنید:
رعایت قوانین و داشتن مجوزهای معتبر (Regulatory Compliance). فعالیتهای یک بروکر معتبر باید همیشه تحت نظارت یک نهاد قانونی و دولتی باشه که وظیفه محافظت از معاملهگران و حفظ شفافیت عملکرد بروکرها رو بر عهده داره.معاملهگرها باید در برابر کلاهبرداری و دستکاری بازار محافظت بشن؛ به همین دلیل وجود مجوزهای معتبر اهمیت زیادی داره.معمولاً اطلاعات مربوط به مجوزها و نهادهای نظارتی در بخش درباره ما (About Us) وبسایت بروکرها قرار داده میشه.
امنیت سرمایه (Safety of Funds). بروکرهای قانونگذاریشده باید مجموعهای از قوانین رو رعایت کنن که برای محافظت از دارایی مشتریان طراحی شدن.این یکی از مهمترین دلایل اهمیت رگولاتوری بروکرهاست.
برای مثال، بسیاری از بروکرهای تحت نظارت باید حداقل مقدار مشخصی سرمایه نقدشونده داشته باشن تا در صورت بروز مشکل یا تعطیلی بروکر، امنیت بیشتری برای سرمایه معاملهگران وجود داشته باشه.
ابزارهای پیشرفته تحلیل نمودار (Advanced Charting Tools). معاملهگری پرایس اکشن کاملاً به اطلاعاتی وابسته است که از نمودار قیمت به دست میاد.به همین دلیل، بهتره بروکری رو انتخاب کنید که ابزارهای پیشرفته تحلیل نمودار و امکاناتی مثل Autochartist رو ارائه بده تا بررسی بازار و تحلیل شما راحتتر بشه.
جمعبندی
معاملهگری به روش پرایس اکشن میتونه برای همه معاملهگرهای تازهکار مفید باشه. یاد گرفتن اینکه چطور حرکات قیمت روی نمودار رو بخونید و تحلیل کنید، خودش بهتنهایی میتونه یک سیستم معاملاتی محسوب بشه.
اگر در کنار پرایس اکشن از روشهای تحلیلی دیگه مثل آمار، اندیکاتورها یا بررسی الگوهای زمانی بازار استفاده کنید، میتونه به تصمیمگیری بهتر شما کمک کنه.
البته پرایس اکشن هم مثل هر روش معاملاتی دیگهای سود قطعی رو تضمین نمیکنه، اما یک روش مؤثر برای تحلیل بازار محسوب میشه که با تمرین، تجربه و زمان میتونید اون رو توسعه بدید.
اگر تازه وارد دنیای معاملهگری شدید، لازم نیست از همون ابتدا چندین روش مختلف رو یاد بگیرید. بهتره ابتدا روی یک روش تمرکز کنید، اون رو بهخوبی یاد بگیرید و با همون روش تجربه کسب کنید؛ بعد از اینکه به تسلط رسیدید، سراغ روشهای جدیدتر برید.






