نسبت ریسک به ریوارد چیست؟! وقتی صحبت از معاملهگری میشه مهمه چون همهمون دنبال این هستیم که یه سودی به دست بیاریم – ولی هر معاملهای یه ریسکی هم با خودش داره. نکته مهم اینه که بتونیم پاداشهامون رو تا جایی که میشه زیاد کنیم و در عین حال میزان ریسکمون رو محدود نگه داریم.
معاملهگران هوشمند برای رسیدن به این کار از نسبت ریسک به پاداش استفاده میکنن. نسبت ریسک به ریوارد در معاملات خیلی ساده نشون میده که توی یه معامله قراره چقدر سود کنی در مقایسه با اینکه ممکنه چقدر ضرر بدی.
- وقتی این نسبت خوب باشه یعنی سود احتمالیت بیشتر از ضرر احتمالیه.
- بررسی کردن نسبت ریسک به سود در معاملات کمک میکنه معاملههات رو با فکر و حساب بیشتری انجام بدی.
پس باید دنبال موقعیتایی باشی که کفه سودش نسبت به ریسکش سنگینتر باشه. این مقاله قراره نگاه کنه به اینکه معاملهگرها چطور این نسبت رو بررسی میکنن و چطور ازش برای انجام معاملههای موفق در بلندمدت استفاده میکنن. هدف اینه که همیشه بتونی معاملاتی رو انتخاب کنی که بهترین پتانسیل سود رو در مقابل ریسک پایینتر داشته باشن.
نسبت ریسک به ریوارد (R/R) چیه؟
معاملهگرها انتظاراتشون رو بر اساس محاسبه نسبت سود/زیان بنا میکنن که بهش نسبت ریسک به ریوارد در فارکس هم گفته میشه. اینا عوامل کلیدی هر معامله هستن؛ جایی که ریسک یعنی میزان ضرری که یه معاملهگر میتونه قبول کنه و پاداش یعنی مقدار سودی که میتونه به دست بیاره.
این دو تا مقدار به هم وابستهان. یعنی هرچی یه معاملهگر حاضر باشه ریسک بیشتری رو قبول کنه، سود بالقوهاش هم بالاتر میره. و برعکس، هرچی مقدار ضرری که حاضره بپذیره کمتر باشه، سود احتمالی هم کمتر میشه. یه معاملهگر میتونه با گذاشتن حد ضرر (Stop-loss) مقدار ضرر مجاز رو مشخص کنه و با تعیین حد سود (Take-profit) مقدار سود برنامهریزیشده رو بر اساس این نسبت قفل کنه.
نسبت ریسک به ریوارد (R/R) توی معاملهگری چطور کار میکنه؟
این نسبت یه ابزار خیلی به درد بخور برای معاملهگرهاست تا بفهمن یه معامله ارزش ریسک کردن داره یا نه. خیلی ساده مقایسه میکنه که انتظار داری چقدر سود کنی در برابر اینکه ممکنه چقدر ضرر بدی.
بیا یه مثال بزنیم:
فرض کن یه سهم رو به قیمت 50 دلار میخری و تصمیم میگیری وقتی به 55 دلار رسید بفروشی. یعنی 5 دلار سود. ولی برای اینکه جلوی ضرر زیاد رو بگیری، حد ضرر رو روی 47 دلار میذاری، پس اگه سهم تا اونجا بیاد پایین، فقط 3 دلار ضرر میدی.
حالا برای محاسبه نسبت، کافیه سود احتمالی رو تقسیم بر ضرر احتمالی کنی:
- سود احتمالی: 5 دلار
- ضرر احتمالی: 3 دلار
- نسبت ریسک به پاداش = 5 ÷ 3 = 1.67
هرچی این نسبت بالاتر باشه، بهتره. معمولاً نسبت 1:2 یا 1:3 پیشنهاد میشه، یعنی انتظار داری 2 تا 3 برابر چیزی که ریسک میکنی سود به دست بیاری.
نکته مهم: نسبت ریسک به ریوارد در معاملات یه عدد جادویی نیست؛ بیشتر یه راهنماییه. بهت کمک میکنه حجم معاملاتت رو درست انتخاب کنی و بفهمی یه معامله ارزش انجام دادن داره یا نه. میتونی با تغییر دادن حد سود یا حد ضرر این نسبت رو تنظیم کنی.
نسبت ایدهآل بستگی به سبک معاملاتی و شرایط بازار داره. مثلاً یه اسکالپر که کلی معامله سریع انجام میده ممکنه نسبت پایینتری استفاده کنه، ولی یه معاملهگر بلندمدت معمولاً دنبال نسبت بالاتره.
اصل قضیه اینه که نسبتت با استراتژیت همخونی داشته باشه و در بلندمدت شانس اینو بهت بده که برنده باشی.
نسبت ریسک به ریوارد در زمان تعیین حد ضرر
معاملهگرها میتونن خیلی ساده بر اساس سرمایهای که در دسترس دارن یه دستور حد ضرر محافظتی بذارن، یا میتونن از همون فرمول نسبت ریسک به پاداش استفاده کنن تا فاصلهی بهینه (بر حسب پوینت) برای معامله مورد نظرشون رو مشخص کنن. مثلاً اگه یه دارایی 100 دلار قیمت داشته باشه و شما انتظار داشته باشی 80 دلار سود بگیری (با نرخ 1 دلار به ازای هر پوینت)، نسبت ریسک به سود در معاملات میشه 1:2، و حد ضرر باید در فاصلهی 40 پوینتی (یعنی 40 دلار) قرار بگیره. یه مثال عالی از همچین حد ضرر محافظتی رو پایین میبینی:
اینجا میشد یه معامله برنامهریزی کرد با این انتظار که اگه قیمت سطح مقاومت رو بشکنه، گاوهای جفتارز USD/JPY هدفشون سطح روانی 150.00 باشه. وقتی قیمت به همچین سطحی نزدیک میشه، احتمال برداشت سود توسط خریدارها و شروع اصلاح نزولی زیاد میشه، همونطور که معمولاً توی سطوح روانی اتفاق میافته.
توی این حالت میشه دستور حد سود (Take Profit) رو جایی نزدیک به سطح 150.00 گذاشت؛ مثلاً روی 149.90. وقتی شما روی قیمت 149.10 وارد معامله میشی، سود تخمینی میشه 80 پوینت. حالا با نسبت ریسک به ریوارد 1:2 باید حد ضرر رو 40 پوینت پایینتر بذاری (80 تقسیم بر 2)، یعنی روی سطح 148.70. همونطور که میبینیم، این معامله عالی جواب میده.
توی این مثال، قیمت جفتارز حتی بالاتر هم رفت، یعنی سود احتمالی میتونست بیشتر هم باشه. ولی همونطور که قبلاً گفتیم، احتمال برگشت قیمت از همچین سطحی خیلی بالاست، پس بهتره طمع نکنیم و این موضوع رو حتماً توی برنامهریزی معاملات در نظر بگیریم.
استراتژیهای معاملاتی با بهترین نسبت ریسک به ریوارد در معاملات
یکی از بهینهترین استراتژیها با بهترین نسبت ریسک به ریوارد در معاملات، استراتژی شکست (Breakout Strategy) هست که یک مثالش رو قبلاً بررسی کردیم. نسبت بهینه زمانی حاصل میشه که معاملهگر بتونه یک حرکت نسبتاً قوی رو برنامهریزی کنه و در نتیجه سود زیادی به دست بیاره، به خاطر شتابی که قیمت ابزار میتونه از فعال شدن دستورات حد ضرر و ورود معاملهگران جدید به بازار دریافت کنه.
در همین حال، میشه یک حد ضرر محافظتی زیر کف محلی قبلی یا بالای سقف محلی قبلی قرار داد، بهطوری که فاصله تا این کف یا سقف حداقل سه برابر کمتر از فاصله تا سطح بالقوهای باشه که قرار هست سود روی اون قفل بشه.
یکی دیگه از استراتژیها، معامله در محدوده (Range Trading) هست؛ یعنی وقتی ابزار بدون روند مشخص حرکت میکنه و توی یک بازه افقی (Flat) نوسان داره. توی فاز تثبیت قیمت در یک روند بلندمدت، چه قبل از ادامه حرکت و چه قبل از برگشت، ابزار میتونه برای مدت طولانی در یک محدوده وسیع معامله بشه و به معاملهگرها اجازه بده از نوسانات قیمت بین سقف و کف محدوده سود ببرن.
استفاده از سطوح حمایت و مقاومت و میانگینهای متحرک (MA)؛ با استفاده از سطوح حمایت یا مقاومت، میتونین از میانگینهای متحرک (MA) هم استفاده کنین. اتصال MA با دورههای 20، 50، 100 یا 50، 100، 200 بسته به روند و مقیاس اون به کار میره.
- MA 20 میتونه در روندهای کوتاهمدت به عنوان حمایت یا مقاومت عمل کنه.
- MA 50 یا MA 100 برای روندهای بلندمدت مناسبن.
- در روندهای بلندمدت، وقتی قیمت به MA 200 نزدیک میشه، میشه اون رو هم به عنوان حمایت یا مقاومت استفاده کرد.
نکته مهم برای حد ضرر و دنبال کردن روند: وقتی پوزیشن باز میکنین، یه حد ضرر محافظتی کمی پایینتر یا بالاتر از میانگین متحرکی که قیمت زیر اون قرار گرفته، قرار داده میشه. در این حالت، معاملهگرها میتونن روند رو دنبال کنن و با یک حد ضرر نسبتاً کوچک از لحاظ فاصله، یک حرکت نسبتاً بزرگ و سودآور داشته باشن.
مثالهایی از باز کردن پوزیشن و تعیین حد ضرر با نسبت ریسک به ریوارد
مثال معامله روی شکست یک سطح – در این مورد سطح مقاومت:
این نمودار نشان میده که انتظار میره پوزیشن روی شکست مقاومت حدود 147.00 باز بشه، یعنی خرید از 147.10 با یک حد ضرر محافظتی زیر کف محلی قبلی، یعنی روی سطح 146.60 (حدود 40 پوینت پایینتر). سود احتمالی روی روند میتونه حداقل 280 پوینت باشه، اگر فرض کنیم گاوها سطح روانی 150.00 رو آزمایش میکنن (حد سود روی 149.90). در این حالت، نسبت ریسک به پاداش 1:7 هست (280 تقسیم بر 40 = 7) که برای هر معاملهگری فوقالعاده ایدهآله.
در این مثال، حد ضرر محافظتی نزدیک هر لبه قرار میگیره، بسته به اینکه پوزیشن خرید (Long) یا فروش (Short) باز میکنین. البته گذاشتن حد ضرر دقیقاً زیر یا بالای لبه فایدهای نداره، چون ممکنه با خروج کوتاهمدت قیمت از محدوده، حد ضرر فعال بشه و بعد قیمت دوباره به محدوده برگرده و کاهش پیدا کنه.
مثال استراتژی معامله در محدوده تثبیت قیمت (Consolidation Range):
این اسکرینشات جفتارز USD/CHF رو نشون میده که در یک محدوده وسیع داخل روند بلندمدت تثبیت شده. معاملهگرها از خط مقاومت (لبه بالایی محدوده) میفروشن و از خط حمایت (لبه پایینی محدوده) میخرن. در هر دو حالت، حد ضرر محافظتی حدود 25 پوینت فاصله داره، در حالی که عرض محدوده از مقاومت تا حمایت تقریباً 125 پوینت هست.
در نتیجه، با فروش از خط مقاومت و خرید از خط حمایت با حد ضرر 25 پوینت، نسبت ریسک به ریوارد در معاملات میشه 1:5 (125 تقسیم بر 25 = 5)، که باز هم عالیه.
مثال تعیین حد ضرر بالای MA 100 در روند نزولی بلندمدت برای EUR/USD:
در این مثال، انتظار میره فروش EUR/USD در شکست حمایت بعدی از سطح 1.0850 شروع بشه، با حد ضرر بالای MA 50، تقریباً روی سطح 1.0950، که به معنای ضرر 100 پوینتیه. نمودار نشون میده که قیمت قبل از رسیدن به حمایت قوی بعدی، 400 پوینت حرکت کرده، که میتونه سود بالقوه محسوب بشه. در نتیجه، نسبت ریسک به پاداش 1:4 هست (400 تقسیم بر 100 = 4)، که گزینه فوقالعادهای برای معاملهگر محسوب میشه.
پیشنهاد ویژه برای شروع معاملهگری حرفهای
اگه تصمیم دارید وارد دنیای فارکس بشین یا به دنبال یک بروکر معتبر برای ارتقاء تجربه معاملاتیتون هستید، ما چند گزینه پیشنهادی برای شما داریم. این بروکرها از نظر کاربران ایرانی عملکرد مناسبی تابحال داشتن و با پشتیبانی قوی، امکانات متنوعی رو در اختیار معاملهگران قرار میدن:









